عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
253
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
تو دور كند و اميد و آرزويت را بر آورده و روا گرداند 270 إنّ الّذى فى يديك قد كان له أهل قبلك و هو صائر إلى من بعدك و انّما أنت جامع لأحد رجلين إمّا رجل عمل فيما جمعت بطاعة اللّه فسعد بما شقيت به أو رجل عمل فيما جمعت بمعصية اللّه فشقى بما جمعت و ليس أحد هذين أهلا أن تؤثره على نفسك و لا تحمل له على ظهرك براستى كه اين مالى كه الآن در دو دست تو است پيش از تو ديگرى آن را دارا بوده است و آن ناچار به كسى كه بعد از تو است منتقل مى گردد جز اين نيست كه تو براى يكى از دو نفر بگرد آوردن مال مشغولى يا مردى كه در آنچه كه تو گرد آوردهء بفرمانبردارى خدا كار مىكند و نيكبخت مى گردد بدانچه كه تو بدان بدبخت شدهء و يا مرديكه در آنچه كه تو گرد آوردهء بنافرمانى خداى بر مى خيزد و بدبخت مىشود و هيچيك از اين دو نفر سزاوار آن نيستند كه تو آن را بر خود بگزينى و بار او را به پشت خود بكشى ( غصهّء وارث را مخور و اگر خدا مالى به تو داده است صرف سعادت دو جهانى خود كن و خدا را از خود خوشنود نماى كه خداى وارث و فرزند بزرگ است ) . 271 إنّ العبد بين نعمة و ذنب لا يصلحها إلّا الاستغفار و الشّكر : بدرستى كه بنده ميان نعمت و گناه درمانده است ( زيرا كمتر كسى است كه با داشتن نعمت آلودهء گناه نگردد ) و اين دو را اصلاح نمى كند جز طلب آمرزش و سپاسگزارى 272 إنّ الأمر بالمعروف و النّهى عن المنكر لا يقرّبان من أجل و لا ينقصان من رزق لكن يضاعفان الثّواب و يعظمان الأجر و أفضل منهما كلمة عدل عند إمام جائر : براستى كه امر بمعروف و نهى از منكر نه اجل و مرگ را نزديك ميكنند نه از روزى انسان مى كاهند لكن ثواب را دو برابر ميكنند و مزد و اجر را بزرگ مى گردانند و از اين دو كار بالاتر سخن راست و درستى است كه نزد پيشوا و پادشاهى ستم گستر گفته شود ( متوكّل عبّاسى از ابن سكيّت نحوى كه پسرانش را درس مى گفت روزى پرسيد كه اين پسران من مؤيّد و معتزّ افضل اند يا حسن ( ع ) و حسين ( ع ) پسران على عليه السّلام ابن سكيّت نگاه پر معنائى بمتوكّل كرده گفت به خدا قسم كفش قنبر غلام على نزد خدا از پسران تو عزيزتر است متوكّل فرمان داد فورى زبان مرد حق پرست را از پشت گردنش بيرون كشيدند